manna

سه‏شنبه 21/3/1387 ::  ساعت 4:18 عصر


به نام خدای بارون


سلام


امروز امتحان شیمی رو هم دادم وبه علت تعطیلی که 16 بود 23 امتحانم تموم میشه همه ی امتحانتم رو خدا رو شکر عالی دادم واز امروز باید شروع کنم به صلوات هایی که واسه امتحانام نذر کرده بودم


 دو تا شعر نو گفتم امیدوارم که بازم نظر بگذارید راستی بچه ها امسال می خوام انتخاب رشته کنم ولی اونقدر واهمه دارم که نگو راستش نظر خودم 90درصد روی رشته ی تجربی هست خواهشا هر کسی که رشته اش تجربی رو خونده منو از نظراتش دریغ نکنه . منتظرما.........


 



 


 


به امید خدای فاصله ها...


  


 


 


به نام او...


سوخته دلی لطیف در بی کرانه ی هستی محو می شود


درد دارد اما چیزی نمی گوید


می میرد اما گریه نمی کند


خاک می شود اما پیدا نمی شود


سخت می گریی از نبودنش و اشکت آب گًل می شود


...بلند می شود و اشکی سرخ می ریزد و لاله ای می شود


ازجنس عشق...


*****************************


ستاره


ستاره ...اولین نگاه ،آخرین صداقت شب


در بی کرانه ی آسمان خفته ای و...


سفیدی اما سوزان


ستاره؛


باورت کردم تنها به خاطر غرور سفیدت ؛


 


و طلوعت در نگاه من...




 


 


 


*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*


 نویسنده: مائده

جمعه 27/2/1387 ::  ساعت 7:14 صبح




به نام خدایی که اشک را آفرید تا سرزمین وداع اتش نگیرد.



*سلامی دوباره از جنس عشق...*



آهنگی ساخته ام از ترنم بخوانش اگر عاشقی و اگر عاشق نبودی برگ بزن صفحه را چون می خندی و اگر روزی عاشق شدی برگرد ودوباره بخوان ...گریه ات می گیرد .....................................


حقیقت در بزرگترین لحظه ی حجم حرکت می کند و حداکثر سرعت خویش در انتشار حقیقت جاودانه ی عشق است...


************************************************************


و اما شعر بعدی واسه همه ی عاشقای دنیا



چه لطیف است بباری روز یلدا


چه ظریف است تبسم اوج فردا


چه آبی است آسمان وقت رسیدن


چه زیباست عشق را در تو دیدن


چه سرخ است رنگ میلاد شقایق


چه غمگیــن مانده احساس دقایق


این بیت رو دوستم بی یار گفته


 


بیت بعدیشو شما بگین


**************************************



 


و یک شعر نوی دیگر...امیدوارم ذکرکنید اشکال کارم کجاست تا بتونم کمی بهتر شعر بگم.



سراب فاصله ی من وتو


کجایی؟


در کدامین سراب خفته ای؟


در کدامین قانون رنگین کمان محو شدی؟


در کدامین منشور نقطه نقطه نابود شدی؟


در کدامین شکست شکسته شدی؟


ودر کدامین فاصله عاشق شدی؟؟؟؟؟؟؟؟


******


کتاب عشق زمانی بسته می شود که عاشقان خسته به مرگ فکرکنند.


*****


خوب بازم وقت با احساس خداحافظیه دفعه ی دیگه با دکلمه می یام نه با شعر. از الان تا21خرداد که امتحاناتم تموم میشه خداحافظ




 نویسنده: مائده

شنبه 31/1/1387 ::  ساعت 7:31 صبح




اگه که عاشق شدی مواظب باش نسوزی چون اگه سوختی اونقدر سرد و تاریک می سوزی که حتی معشوقت خبردار نمی شه**............................................


**سلامی گرمتر از همیشه به شما خیلی خیییلی ببخشید اگه خیلی دیر اپ شدم درگیر امتحانات ودرسهام بودم ... چند متن کوتاه رو یادداشت


کردم امیدوارم خوشتون بیاد بعد از این مطالب ساده یه دکلمه است که امیدوارم این رو هم بخونید و نظر یادتون نره.


*************************************************************


کلید فردا


کلید فردا روی طاقچه ی عادت گرد خورده ولی سفیده ...


اگه تو بهش نگاه کردی و تمیزش کردی فردای قشنگی داری اما اگه برداشتیشو بی معنا بهش نگاه کردی و پرتش کردی ...فردات تو رو پرت میکنه


مواظب باش اگه کلید فردا رو پیداش کردی اون رو برداری وببوسی ...


*************************************************************


قلب زخمی


خواب دراز واشکی پر از نیاز برای من زمانی رخ می دهد که طاقت زنده ماندن نداشته باشم و بودن من محال باشد ان زمان است که دنبال لحظه ای فرصت برای فکر کردن تنها به خودم هستم به خودم وقلب زخمی ام که در قتلگاه بی کسی ام افتاده است..............................................................................................


*************************************************************


و اما دکلمه ...


و مرگ میرسد...


من سالهاست که به دریا می نگرم


تا بگردم و بیابم عشق جاویدم را


تا به دنبال پرستوی سعادت بروم


و بگویم فردا


نکند سبزنسیمی از کنجه ی دیوار محبت بوزد


و نگویم که نبندید پنجره ها را که چو بادی بوزد


و غبار دل عشق را پاک کند


نکند که مرگ برسد


*************************************************************


و یه دکلمه مایل به شعر ...



به نام گوهر یکتایم



یکتا پرستم ای ماه تنها


عاشق نگاهم ای ساز مرداب


می خوانم از تو ای آسمانم


جاویدم از مرگ ای عشق فردا


می سازم از شعر رنگ جدایی


می خواهم از تو تا که بمانی


************************



 


 نویسنده: مائده

چهارشنبه 14/1/1387 ::  ساعت 7:29 عصر



سلام


این دفعه هم به خاطر لطف بی شمار شما یکی دیگر از شعر هایم را گذاشتم  امیدوارم که خوشتون بیاد ...


تو...من...عشق...


در صحیفه ی عشق به دل بی کسم نگاه کردم


در سجاده ی مرگ به غم فراغ فکر کردم


در عطش انتظار تنها به تو فکر کردم


در زلال بی کسی به افق فردا نگاه کردم


در تلاطم دریا به لرزش دل فکر کردم


و درکنار تو ... تنها به تو فکر کردم


*****/*****/*****/*****/*****/*****/*****/*****/*****/


و خدا می خندد...



جاده ها می گذرند


و شقایق هنوز می خواند


صداها می آیند


و نفس ها هنوز جاویدند


دریا ها می روند


وعشق هنوز لب ساحل


آرزوها می رسند


ودل هنوز نا ارام


شب ها عاشق می شوند


وماه هنوز تنهاست


زیبایی ها می رسند


وزیبایان هنوز منتظر


وخدا می خندد


ونا مردان هنوز کافر


*****/*****/*****/*****/*****/*****/******/*****/*****/*****/


خب فعلا کافیه اگه خوشتون نیومد ومیدونید که ضعف داره حتما یادداشت کنید من از انتقاد ناراحت نمی شم


مواظب خودتون باشید ...


 نویسنده: مائده

یکشنبه 4/1/1387 ::  ساعت 5:22 صبح


نمیدونم از شعر خوشتون اومد یانه اما این دفعه می خوام جمله های کلیدی را واستون بگم که اگه به خواهید فقط یه روخونی ساده بکنید مطمئن باشید معنی اون رو نمی فهمید


من همه ی این ها رو با تمام وجود گفتم تا شاید شما با خوندن اون یه لبخند ساده روی دلای صافتون بشینه...


.


.


.


     در ساحل بی کسی تنها منتظر کسی هستی که قدر نگاه عاشقانه ات را بداند و ان را درک کند.



        در طلوع عشق به آسمان نگاه کن تا معنای واقعی غروب دل را بفهمی.



   .بر روی ماسه های دلت راه برو ببین طاقت خورد شدن صدف های دلت را داری یا نه...


    پس هر وقت خواستی سراغ دلی بری مواظب قدم هایت باش.



     در اوج پرواز تنها به کسی فکر می کنی که فکر می کنی تنها می تونی با او به پرواز درآیی...



            ماندگارترین عشق عشقی است گرم در سردترین لحظه.



   //اگه یه روز یه نفر ازت پرسید تا به


   حال عاشق شدی یا نه ؟ چی بهش میگی ؟


      اگه جوابی نداشتی به دلت نگاه کن


    اگه غبار زده است که همون جا بهش بگو...نه!


    اما اگه مثل آیینه صاف و شفاف بود بگو..بله


                                 ... پس عاشق پاک و صا ف باش تا راحت تر به معشوقت بگی دوست دارم.


.


.


   اگر چه من این این جمله هارو د رچند دقیقه گفته باشم واگر چه جمله ها خیلی ساده بودن میدونم امامن با اینا می تونم عشق را بفهمم.


      این هم تقدیم شما)).))


 نویسنده: مائده

پنجشنبه 1/1/1387 ::  ساعت 11:56 صبح



سلام


از این به بعد می خوام شعرهایی که خودم گفتمو بزارم.اینم اولیش!


پای بارون تو خیابون زیر اون چنار بی برگ /


زیر یک برگ خزون بی دل تنهای دردمند/


تو نبودی که ببینی دل من چیا کشیده /


تو چرا رفتی وحالا عشق من بی تو اسیره/


نرو و با من بمون تو تا همیشه ساده باشیم/


تاتوی یه کلبه ی سبز تا همیشه آشنا شیم/


تو که رفتی و نموندی زیر اون چنار بی برگ /


تو منا تنها گذاشتی با یه قلب خالی سرد/


تو چرا تنهام گذاشتی


.نموندی پیشم عزیزم /


تو چرا رفتی و حالا من به عشق تو اسیرم /


توکه رفتی همه جا رنگ خزون شد/


تو که رفتی عشقمون بی سر پناه شد /


تو نموندی که ببینی دل من بی همزبون شد /


تو که رفتی رنگ آسمون سیاه شد/


تو که رفتی زندگیم تو تلاطم دربه در شد



 نویسنده: مائده

لیست کل یادداشت های این وبلاگ